یاسمین زهرایاسمین زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره
ماه سمینماه سمین، تا این لحظه: 8 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

یاسمین مامانی وبابایی

آتلیه 2

با تاخیر چند ماهه  30 فروردین 93 آخرین روزهای فروردین ماه بود .حالا دیگه شیرین عسل ما خوب خوب میتونست بشینه و تند و تند چهار دست و پا بره . ومامانی و بابایی یکی یه دونه رو بردن آتلیه دوست مامانی تا عکسای خوشگلی ازش بگیرن.             ...
6 آذر 1393

یاسمین زهرا و جشن بادبادکها

جمعه 30 آبان 93 بابایی جونی از شب قبل پیشنهاد داد که فردا هفت صبح میریم النگدره برای دیدن پاییز برگ ریز. اما از اونجایی که مامانی و دخملی معمولا تا ظهر میخوابند تنبلی کرده و خواب ناز رو به پاییزی زیبا ترجیح دادیم. نزدیکای ظهر بابا جونی که عاشق یکی یه دونست کلی بادکنک تهیه کرد تا برای حضور یاسمین در جشن بادبادکها آماده کنه. و ساعت دو به همراه عزیز .خاله مهدیس عمه و مهشید و  طاها پسر  رفتیم به محل جشن. دختر بابا خیلی خیلی ذوق میکرد .این طرف و اون طرف می دوید و با دوستاش بازی میکرد.      یاسمین .مهدیا .ضحی     و بعد هم رفتیم خونه پدر جون مادر جونشون و دخملی و عسلک حسا...
1 آذر 1393

تولد مهشید جونی

                                                         تولد مهشید جونه تولد مهشید جونه خالم تولدت مبارک جای عسلک حسابی خالی بود عکسای تولد رو ندارم حتما در اولین فرصت میزارم   یاسمین مشغول درست کردن تزیین کیک     کیک رنگین کمان که خاله مهدیس براش درست کرد   و  از اونجایی که سید محمد عسل خاله مس...
24 آبان 1393

سفر به کویر

تقریبا یه هقته ای از سفر به یاد ماندنی یاسمین کوچولوی ما به کویر میگذره.و من حالا امدم تا ره آورد این سفر خاطره انگیز رو در وبلاگش ثبت کنم. جمعه 25 مهرماه 93 ساعت شش صبح به طرف جاده توسکستان حرکت کردیم. گذشتن از جنگل  در پاییز با برگ های طلایی در طلوعی زیبا  تصویری به یاد ماندنی در ذهن هر رهگذری ثبت میکند. و یاسمین در خواب نازه وبابایی هم در حال رانندگی. و من محو تماشای پاییز ومیدانم که تا ساعاتی دیگر تا چشم کار میکند خاک است و خاک.       از شاهرود و دامغان و رشم و معلمان گذشتیم  وساعت یک ونیم به آبشاری باور نکردنی در دل کویر رسیدیم. این آبشار در پانزده کیلومتری جندق است.  ...
5 آبان 1393

سفر یاسمین به کویر

امروز جمعه 25مهرماه 93. سلام ساعت نه ونیم صبح ما دامغانیم.115 کیلومتر به معلمان داریم  سلام سلام  ساعت پنج ونیم تازه رسیدیم یزد.
25 مهر 1393

این روزهای یاسمین زهرا

ناز دار مامانی و آراد جون. مهمونی خونه عمو حسن (از دوستای بابایی).به مناسبت برگشتن از ماه عسل   شرکت کردن یاسمین در مسابقات رالی خانوادگی پنجشنبه هفدهم مهر ماه  93 اولین تجربه ما در مسابقات رالی خانوادگی به همراه دختر عزیزمان. نتیجه مسابقه برای من و بابایی زیاد مهم نبود .وفقط دوست داشتیم این مسابقه رو سه تایی تجربه کنیم. بابایی راننده .مامانی نقشه خوان و یکی یه دونه هم که حسابی همکاری کرد.    دخترمون در حال بررسی شماره    حالا یاسمین میاد که مسابقه رو شروع کنه.     ورزشهای موتوری فوق العاده شادی بخش هستند ما تصمیم گرفتیم باز هم شرکت...
20 مهر 1393

تولد نارگل

یه هم بازی ناز و دوست داشتنی یاسمین زهرای ما .(دختر دایی بابایی یاسمین) همونی که قبل از به دنیا امدن گل دخملی ما  میامد و توی اتاق یاسمین بازی میکرد. و با شیرین زبونی سراغ یاسمین رو میگرفت.     و هنوز هم وقتی میاد مهمونی خونه عزیز جون یاسمین کلی با دختر ما بازی میکنه.     با داستانهای قشنگی که تعریف میکنه ساعتها مشغول  بازی میشن.     هر دفعه هم بازیهای جدید....                                ...
20 مهر 1393

عید قربان 93

سیزدهم مهر 93 عید قربان       یاسمین و سید محمد عید قربان 92     تفاوت به وضوح در دو تا عکس مشهود هستش این دو تا ووروجک هرچی سال قبل نمیتونستن بازیگوشی کنن و یه جا دراز کشیده بودن امسال جبران کردن     ( عکسها برگرفته از وبلاگ خاله فاطمه و عسل پسر) ...
18 مهر 1393