بابایی ام تولدت مبارک
یاسمین اماده رفتن به عروسی
یاسمین زهرا و فاطمه زهرا مشغول بازی با شکلات ...
نویسنده :
مامانیش
16:50
تابستان و قشنگیهاش
دیگه تابستون هم با همه خاطراتش تمام میشه . آخرین هفته ها از تابستان رو میگذرونیم با این دخمل یکی یه دونه . تابستان با همه گرما و شرجی بودن و کلافگی هاش از تعریق بیش از حد مامانیش و یاسمین خانوم که همش مشغول بازیه داره تمام میشه. و ما با همه اینها خدارو شکر یه تابستان خوب دیگه رو پشت سر میزاریم. تابستانی که توی ماه اولش از همه قشنگتر و مهمتر تولد یاسمین زهرای کوچولوی ما بود. یعنی پانزدهم تیر ماه. وهمچنین تولد دایی جون .جشن دندونی عسل پسر که کلی خوش گذشت. تولد فریما جون که عاشق یاسمینه. و مرداد هم پر بود از خاطرات خوب و به یاد ماندنی...تولد خاله فاطمه . تولد خاله مهدیس.وهمچنین سفر قشنگ ما به مشهد در جوار با...
نویسنده :
مامانیش
15:42
سرسره بازی
همین بعد از ظهری (چهارشنبه نوزدهم شهریور 93)با مادر جون و خاله جونا رفتیم خونه ترنم جون (دختر عمو) .ما و عسل پسری با هم رسیدیم . الان که فکر میکنم میگم با این دوتا وروجک چه اعتماد به نفسی داریم ما که از همه زودتر زودتر خودمونو رسوندیم و اول از همه اونجا حاضر بودیم. جلوی در خونه با بابایی ترنم خانوم احوالپرسی کردیم و شما دوتا از همون توی اسانسور شروع کردید. از دیدن ترنم کوچولو و دختر عمو خدیجه خیلی خوشحال شدیم و اما یاسمین و سید محمد .... تا دلشون میخواست بازیگوشی کردن ترنم هم که خانومی شده برا خودش همه وسایلشو در اختیارتون گذاشت. این فقط یه نمونه از کارهای یاسمین و سید محمد که من فرصت عکس گرفتن پیدا کردم &nb...
نویسنده :
مامانیش
23:51
برای دخترم
یاسمین در جشن تولد باران جون
باران خانوم ما ساکن کرمانشاه هستن و حالا که اومدن خونه بابا جونش براش یه جشن تولد خوشکل گرفتن. شهریار.رونیکا.باران .هلیا.عرشیا.طاها و یاسمین خانوم لباس کیتی خوشگل با شلوارکش رو هم خاله جونی و عسل پسر از مشهد براش خریدن.میسسی عسل پسر همه مهمونا عاشق کارای دخملی شده بودن .کلی اون وسط میرقصید.بادکنک بازی میکرد. کلی هم دوستای جدید پیدا کرد. حسابی خوش گذشت مرسی مهسا جون وباران ...
نویسنده :
مامانیش
0:57
توسکستان
سه شنبه چهارم شهریور ماه جنگل توسکستان از انجایی که یاسمین خانم خیلی خیلی بازیگوشی میکنه نمیتونیم زیاد یه جایی باشیم و باید زود به خانه برگردیم. مثل همین پریروز که رفتیم توسکستان کلی بازی کردیم .اما یاسمین خانم همش میخواد راه بره و توی خاک و خولا بغلته بنابراین بیش تر از سه ساعت دوام نیاوردیم. ...
نویسنده :
مامانیش
1:09
روز دختر مبارک
ششم شهریور روز ولادت حضرت معصومه مبارک. عزیز تر از جانم روزت مبارک. یاسمینم همیشه سلامت باشی. ...
نویسنده :
مامانیش
1:34
مرداد ماه 93
طاها جونی طبق روال اخر شبها که موقع رفتن میشه میخواد که خونه عزیز بخوابه و فردا که از خواب پا میشه دلش برای دخملی یه ذره میشه و میاد بالا با یاسمین بازی کنن. یاسمین و طاها جون چهار شنبه یکم مرداد ماه = بیست و پنجم ماه رمضان دختر طلا در بازار هفتگی هشتم مرداد ماه ناهار خوران ...
نویسنده :
مامانیش
17:15












