برگ ریزان 3/9/93
دوشنبه سوم آذر ماه
جنگل قرق
ساعت هشت صبح بابایی آمد و گفت حاضر شید بریم بیرون نمیدونستیم که بابایی کجا میخواد ببره مارو .
از شهر که خارج شد و بعد از بیست دقیقه ای به جنگل زیبای قرق رسیدیم.
هر چند یاسمین اصلا نمی ایستاد تا یه عکس خوب ازش بگیریم همش دوست داشت توی برگها راه بره .
یکی یه دونه کلی هم با آهو ها حرف میزد و صداشون میکرد .




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


برگ ریزان 3/9/93 


